تبليغاتX
*

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

* دست نوشته های یک دختر - دنیا هنوزم قشنگه! من هیچی نمیگم تو بگو ...

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


دست نوشته های یک دختر

دنیا هنوزم قشنگه! من هیچی نمیگم تو بگو ...

- بینظیر بوتو رو کشتن ! آیدین ملی پوش بسکتبال با نامزدش تو جاده ی شمال تصادف کردن و مردن ! دختر داییم اینجاست و میگه همسایه ی طبقه بالاییشون که یه پسر ۱۰ ساله داره شب خوابیده و صبح پا نشده ! کیانا کوچولو الان چندین روزه که زیر خاکه !

چه حسی داری از این همه خبر خوب؟ چی میتونی بگی در جواب عزیزی که این خبرو بهت میده و به نظرش این بزرگترین غم تاریخه ؟ من هیچی نمیگم تو بگو ...

- پنج شنبه دانشگاه یه حال و هوای دیگه ای داشت . با پارچه های سبز و نقره ای یه جوره خیلی قشنگ تزئینش کرده بودن و دیس شیرینی بود که بین دانشجوها پخش میشد . کارتای کوچیک تبریک عید غدیر و همه جا میتونستی ببینی . و البته صدای نوحه و عزاداری بود که تو سالن و حیاط دانشگاه پخش میشد!! کی میخوایم بفهمیم که روز عید وقت عزاداری و نوار نوحه گوش کردن نیست؟؟من هیچی نمیگم تو بگو ...

- سوگلی استادتی! خیلی دوسش داری چون خیلی میفهمه و البته خیلی با شخصیته . برخلاف سن کمش که همش ۵-۶ سال ازت بزرگتره خیلی پخته و باتجربه س و مثل بقیه شون سرکلاس حواسش به دانشجوهای دخترش نیست ! با اینکه از اول ترم گفته حضورغیاب نمی کنه و هر کی نخواد بیاد سر کلاس میتونه نیاد و امتحانم اگه نده با نمره ی ۱۰ قبوله ولی تو کل هفته رو لحظه شماری می کنی که بری سر کلاسش . آخه اول ترم هم کلی با آموزش سر و کله زدی تا حاضر شدن فایل و برات باز کنن و اسمت و تو کلاسش وارد کنن ! همیشه ردیف جلو میشینی که همه ی حواست به درسش باشه چون مثل بقیه جزوه خوانی نمی کنه و کلی چیز بارشه . هر وقت سوالی پرسیده تو داوطلب بودی و همیشه یه حس احترام متقابلی بینتون بوده . میدونی که تابستون گذشته ازدواج کرده و خانومش دندونپزشکه . ولی اون احمق که نمیدونه ! همون که موقع کنفرانس اینقدر ناز و عشوه میاد تا استاد متوجه ش بشه و اینقدر و با ناز و آروم کنفرانسش رو ارائه میده که حتی تو که ردیف جلو نشستی هم صداش رو نمی شنوی! بچه ها به جلف بودنش میخندن و گاهی زمزمه های اعتراض و میشنوی که نمی شنویم چی میگه . وقتی اعتراض می کنی که استاد حتی من هم نمی شنوم استاد که مجذوب ناز و عشوه های اون شده !!!!!!!!!!!!!!!!!! بر میگرده و یه جور که انگار تو با اونی که همیشه سر کلاسش خوابه هیچ فرقی نداری میگه : هیس! حرف نباشه ..

                                 

چه حسی داری؟ تو هم مثل من جا میخوری و تموم تصوراتی که تو این یه ترم ازش تو ذهنت ساخته بودی یکباره خراب میشه و مثل آوار رو سرت میریزه؟ یا یه قطره اشک آروم و بیصدا از گوشه چشمت سرریز میشه ...من هیچی نمیگم تو بگو ...

- من هیچی نمیگم تو بگو ... تو بگو از صبح تا شب چیا میبینی و چیا میشنوی ؟ ببین! با دقت اطرافت و نگاه کن و ببین که چقدر سخته دقیق بودن ! چقدر عذاب آوره ! آخه زشتی ها و بی عدالتیهای دنیا خیلی بیشتر از قشنگیاشن ...

دو نفر و می بینی که عاشقونه همدیگه رو دوست دارن ولی میتونی به مقدس ترین چیزهات قسم بخوری که تو این ماجرا وصالی وجود نداره ! بچه ای رو می بینی که با شیرین زبونیهاش دل همه رو برده ولی آیا تضمینی هست که یک باره دیگه هم اونو ببینی؟ آیا اون زنده س؟ پسرک ۱۰ ساله ای که سر کوچه به تیر برق تکیه داده.باورش واسش محاله! پس اون که دیشب رو کولش سوار شده بود و بازی میکرد کی بود اگه اینی که الان چشماش و باز نمی کنه و میگن مرده باباشه؟؟ اون زن مبارز و آزادیخواه که قلبش مملو از انسانیت بود چه راحت دیگه نیست!!!

                               

مامان بزرگم به من میگه احمدی نژاد! میگه تو هم میشی مثل اون ! شایدم رئیس جمهور! شاید به خاطر روحیه ی مبارزه طلبمه که از مسئول دانشگاه تا رییس بانک و مدیر ساختمون و زیر سوال میبرم و ازشون جواب میخوام ! مامانبزرگم وقتی خبر ترور بینظیر بوتو رو شنید با یه بغضی به من نگاه کرد که ...

بی خیال اینا ! دنیا هنوز قشنگه . دنیا همه ی اون قشنگیاش و داره . درسته تعداد خارهای یه گل خیلی زیاده ولی مانع زیبایی گل نمیشه ! هنوزم وقتی یه پروانه رو تو هوا می بینم پر میشم از حس پرواز . اینقدر دنبال قاصدکا میدوم و دستام و به هوای گرفتنش تکون میده که اون بره اون بالا بالاها و دستم بهش نرسه ! صدای گنجشکا تو صبح چقدر قشنگه ! لبخند سرشار از مهر اون بچه ی یتیم یا عقب افتاده که تو ازش آدامس میخری کل روزت و میسازه . هر ماه وقتی ماهیانه ی دخترک یتیم و کنار میذاری حس می کنی که چقدر مهمی که میتونی سرپرست قلب یه آدم باشی . وقتی با دلتنگیای دوستت اشک میریزی و اینقدر چرت و پرت میگی که بالاخره لبش به خنده باز میشه انگار دنیا بهت میخنده . دیدن یه دوست قدیمی چقدر لذت بخشه ! یا یه دوستی که روزهات و باهاش شب می کنی و هنوز ندیدیش !

 

                             کریسمس

 

دنیا قشنگه مگه نه؟ کریسمس مبارک *

 

+نوشته شده در 86/10/10ساعت10:55توسط مريم پاييزي |
* وبگذر *موس *