تبليغاتX
*

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

* دست نوشته های یک دختر

سلام به همه ی دوستای ناز و مهربونم  

خوبین همتون؟ وای که چقدر دلم واسه همتون تنگ شده بود  خلاصه که دیگه طاقت نیاوردم و زودی دویدم و اومدم تو نت  وای که چه خبرایی هم بود و من بی خبر مونده بودم  

 تینا جونم  خانوم خوشگله جشن تولدت مبارک باشه عزیزم     سر سجاده های پر از معنویت نمازت واسه منم دعا کن فرشته کوچولو

 

 خانوم خونه ی عزیز و دوست داشتنی  چهارشنبه شب جشن تولد قشنگت و تبریک میگم      ایشالا که سالهای سال کنار آقای خونه و توپولوی دوست داشتنیت زندگی شیرین و پر از عشقی رو مثل روزای شیرین دوستیتون داشته باشی

 

 رویای نیمه شبهای دوست داشتنی  خیلی خیلی خوشحالم که جمعه شب یکی از قشنگترین روزهای زندگیته که مطمئنا به یادموندنی ترین خواهد بود      از صمیم دل واسه تو و عباس آقا آرزوی خوشبختی می کنم و امیدوارم تا همیشه و همیشه در کنار هم و با عشق و سلامتی زندگی کنید و مشکلات کوچیک زندگی مانع خوشبختی باشکوهتون نشه  عزیزم خیلی دوست داشتم تو مهمونی عشقتون شرکت کنم ولی امیدوارم منو ببخشی  ایشالا شب عروسیتون جبران کنم     277.gif

  

  رزی جونم     خبر بیماری مامان مهربونت واقعا تکون دهنده بود و اشک و تو چشمام جمع کرد  امیدوارم هیچ وقت هیچ جای دنیا هیچ عزیزی تو بستر بیماری نباشه و مامان نازنینت هر چه زودتر سلامتی کاملش و بدست بیاره  ما هممون واسشون دعا می کنیم عزیزم  

 

  کلاغی جونم   کجایی خانومی؟ چرا هیچ خبری از خودت نمیدی؟ همه ی دوستات تو این دنیای مجازی که شاید واقعی تر از دنیای واقعیمون باشه نگرانتن و دنبالت می گردن . نمیدونم چی شده که جواب هیچکس و نمیدی  امیدوارم مشکلی واست پیش نیومده باشه و حالت خوب باشه  خیلی دوست داشتم ایندفعه هم که میومدم مشهد میدیدمت . خیلی دلم برات تنگ شده خیلی  زودی بیا بهمون یه خبر از خودت بده که همه نگرانتن

 

و ...

و همه ی دوستای عزیز و مهربونم که یه عالمه دوستتون دارم و به یادتون هستم و خیلی دوست دارم همتون و از نزدیک ببینم  277.gif تا حالا که نتونستم تو قرارای وبلاگیتون شرکت کنم و از هر فرصتی استفاده می کنم که لااقل تک تک ببینمتون .

همونطور که تو پست قبلی هم گفتم واسه تولد امام رضا (ع) بلیط گرفتیم که بریم پابوس آقا  

 

این سفر یه جورایی خیلی واسم مهمه . پارسال روز تولد امام رضا یکی از قشنگترین روزای زندگیم بود که یه خبر خیلی خوب بهم داده شد . گرچه زیاد پایدار نبود و ...  . ولی خوب یه روز پر خاطره س برام .

ما انشالا فردا صبح ساعت ۷ صبح راه میفتیم و شب حدود ساعت ۱۰ میرسیم مشهد . چهارشنبه و پنج شنبه اونجاییم و جمعه صبح دوباره برمی گردیم . همش دو روز اونجاییم حیف باشه  آخه خواهرم و پسرخاله م مدرسه میرن باید زودی برگردیم .

ثمانه جونمم الان مشهده به خاطر جشن نامزدی خواهرش  خدا کنه تو این دو روز وقت کنه بیاد ببینمش  خیلی دوست دارم ثمانه جون و مهدیار جونم و از نزدیک ببینم  

اگه لایق باشم نایب الزیاره ی همه ی دوستای نازنینم هستم  ایشالا قسمت بشه همتون خیلی زود برید زیارت امام رضا

همتون و یه عالمه  دوست دارم و از همه ی دوستای عزیزم که وقت نکردم بهشون سر بزنم معذرت میخوام  

واسم دعا کنید

تا بعد

 

پ.ن: همین الان کلاغی اس ام اس زد و گفت که حالش خوبه و درگیر یه سری مشکلاته . گفت که به همه بگم زودی برمی گرده پیش خودمون  امیدوارم هر مشکلی که داره زیاد جدی نباشه و زودی برطرف بشه

 

نوشته شده در 86/08/28 توسط مريم پاييزي |


 

سلام به همه ی دوستای ناز و مهربونم

یه عالمه دلم واسه تک تکتون تنگ شده بود  چطورین؟ خوبین؟ وقتی میام کامنتاتون و میخونم اینقده خوشحال میشم که با اینکه نیستم و بهتون سر نمیزنم ولی یه عالمه دوست خوب دارم که به یادم هستن و دلشون برام تنگ میشه  

راستی یه خبررررررررررر اگه خدا بخواد من باز دارم میرم مشهد   مشهدیاش آماده باشن  واسه تولد امام رضا با مامانم و خاله هام و دو تا از دوستای مامانم میریم مشهد  . وای اینقده دلم واسه گنبد طلاش تنگ شده   خلاصه که دلتون بخواد  اونجا واسه همتون یه عالمه دعا می کنم  خیلی دوست داشتم ثمانه جونمم میومد مشهد و میدیدمش ولی حیف که نمیشه  دوست جونیام هر کی واسه تولد امام رضا میره مشهد خبر بده که همدیگه رو ببینیم

من برم یه سر به وبلاگاتون بزنم ببینم چه خبراس  زودی دوباره میام

خیلی دوستون دارم

تا بعد

نوشته شده در 86/08/13 توسط مريم پاييزي |


30nema31
*** * وبگذر *موس *