سلام چطورین؟
این یه پست کاملا هول هولکیه ! آخه فردا ۷ صبح باید راه آهن تهران باشم و هنوز هیچ کاری نکردم . از صبح تا ساعت ۵ هم دانشگاه بودم تازه نیم ساعته رسیدم .
آقا چرا همه فکر کردن من مشهدم رفتم؟
من تازه فردا میخوام برم مشهد
واسه همتوووووووون دعا می کنم ![]()
فقط شماها دعا کنید من فردا به قطار برسم
دوستای گل پرشین بلاگی شرمنده نتونستم وبلاگتون و بخونم
واسه بقیه ی دوستام و خوندم ولی واسه همه وقت نکردم کامنت بذارم بازم شرمنده . ایشالا برگشتم کلی آپ می کنم ![]()
خلاصه اینکه دوستتون دارم هوارتااااااااا ![]()
![]()
![]()
تا بعد ![]()
پ.ن از وبلاگ شاذه جون : یه خبر خوووووووب
می تونیم دوباره به دوستای پرشین بلاگ به این آدرس سر بزنیم به جای www.persianblog.com برای وبلاگا بزنید : www.persianblog.ir
من برگشتم
هووووووووووووووراااا
![]()
سلام دوستاي خوب خودم ![]()
من بالاخره بعد از 2 هفته برگشتم
. نميدونيد چقدر دلم واسه همه چي تنگ شده بود
.
اينقد دلم واستون تنگ شده بود كه 7 صبح به محض رسيدن اومدم خونه ي تك تكتون
. ولي پرشين بلاگيا نميدونم چرا درو باز نكردن 
خلاصه كه دوستتون دارم يه عالمه اندازه ي يه قابلمه ![]()
![]()
يه عالمه كار دارم
. زودي بر مي گردم
. فعلا ![]()
سلام به دوست جونای عزیزم 
راستش شاید دیگه وقت نکنم تا یه ماه آپ کنم . البته شاید! شاید قبل از رفتنم بازم بیام
. من تا پنجشنبه ۱۴ تیر امتحان دارم و همون روزم خواهرم کنکور دانشگاه آزادشم میده
. بعدش واسه شنبه عصری بلیط قطار گرفتیم که بریم دیار ترکستان
. ۲۱ تیر عروسی پسر عمه گرامیه و واسه همین میریم تبریز و ارومیه و سلماس ( عمرا اگه اسمشم شنیده باشین
) وووی چه حالی میده
. من تبریز و خیلی دوست دارم خیلی شهر قشنگیه . مردمشم خیلی خونگرم و مهربونن . با اون لهجه ی قشنگشون که وقتی میخوان فارسی حرف بزنن آدم غش میره انقد شیرین کلمه ها رو ادا می کنن
. بیچاره پسر عمه هام وقتی میریم اونجا کلی اذیت میشن از بس مجبورن بخاطر ما همه چی و به فارسی ترجمه کنن
. براشون خیلی سخته . ولی خوب پسر عمه شدن واسه چی؟ مگه نه!![]()
تا آخراي تير احتمالا اونجاييم بعدش بر مي گرديم قزوين . ولي من كه اينجا بند نميشم كه
. 31 تير از طرف دانشگاه ميريم مشهد
. دلم لك زده واسه ديدن گنبد طلاش
. حرف مشهد كه ميشه اشك تو چشام جمع ميشه
. آخه پارسالم مامانم دو بار رفت ولي من بخاطر الناز كه كنكور داشت نرفتم كه تنها نباشه . تو رو خدا دعا كنيد يه رشته ي خوب قبول شه
. مشهديا دستا بالا
. اونجا قراره كلاغ خانومي رو ببينم . ثمانه جون و كه نشد كه بشه . حيف باشه
. خيلي دوست داشتم مهديار جونمو از نزديك ببينم
. مريم جون اونجا حتما به يادت هستم . همينطور ياد همه ي دوستاي گلم
![]()
خلاصه كه اگر بار گران بوديم و بر مي گرديم
. تا 16 ام كه بريم حتما به همتون تند تند سر ميزنم
ولي اونجا كه بريم درگير عروسي ميشيم و نميتونم بيام پيشتون ولي يه آپ مخصوص اونجا مي كنم
.
قالب وبلاگمم سعي مي كنم تا آخر تابستون عوض نكنم
. البته قول نميدمااا
ولي خوب سعي خودم و مي كنم
. آخه اكثرا نظرشون اين بود كه اين قالب و دوست دارن و قشنگه
. مرجان جونمم كه به خاطر قالبم كه شده بيشتر مياد پيشم
. واسه همين گفتم تا آخر تابستون باشه
. تابستونم كه گرمه و اينم رنگش گرررررررم عوضش واسه پاييز عوض مي كنم و اون و كه رنگش سرده ميذارم خوبه؟![]()
از الان روز تولد حضرت زهرا (س)
و روز مادر و به همه ي مامان جونياي مهربون تبريك ميگم
خيلي دوستتون دارم
|
دلم واسه همه كلي تنگ ميشه
پ.ن: لطفا یه نفر به نیلووو جونم بگه وبلاگش برام باز نمیشه![]()
پ.ن: دوست جونم هنوز از مسافرت برنگشته . دلم کلی واسش تنگیده 
می نویسم (( د ی د ار )) تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار
سلام به همه ی دوست جونای خوبم ![]()
شنبه ها ییهو همه با هم آپ می کنن آدم اینجوری میشه
منم که میمیرم واسه وبگردی خلاصه از ظهر تو نتم و دارم میام در خونه ها تق تق در میزنم
انقده دوستون دارم هواران تاااااااا![]()
راستش ديروز نتونستم اصلا درس بخونم واسه همين امروز نرفتم سر جلسه . شايد بشه با گواهي حذف پزشكي كرد ولي نقشه برداري و چي كار كنم كه هم نياز كرده بودم ؟
بیچاره شدم رفت .حالا خدا کنه حذف پزشکی کنن .
عوضش رفتم واسه اهدای خون . آخه همیشه هر ۴ ماه میرفتم خون میدادم ولی الان ۶ ماه شده بود منم دیدم خون خونم رفته بالا
گفتم امتحان که ندادم لااقل برم خون بدم . نامرد اینقد بد سوزن و زد کلی دردم گرفت
الانم دستم کبود شده درد میاد
هیچ وقت سابقه نداشت اینجوری بشه .سیاهه سیاه شده
گیج منگولی جونم منو به بازی حذفیات دعوت کرده بود شونصد سال پیش
. خوب چه چیزایی از زندگی من حذف میشد زندگیم گشنگتر میشد آیا ؟
یه چی میگم همه بگین آآآآآآمییییییییییین
. خدا جونم این اضافه وزن و از زندگی کلهم جمیعا حذف کن
موافقین که نه؟ حال کردین زدم به هدف؟![]()
جدا از شوخی اگه میشد که بشه میخواستم سال ۸۵ کلا از زندگیم حذف بشه . از اول تا آخرش واسم بد اومد
. البته دانشگاه قبول شدنم به کنار ولی اینقدر غم و غصه واسم داشت که آرزو می کنم که ای کاش هیچوقت هیچ سال ۸۵ ی واسم وجود نداشت ![]()
![]()
شیدا جون و کلاغی جونم و ماریا جونمم منو به بازی خودشناسی دعوت کردن . یعنی چه خصوصیاتی دارین که از اول باهاتون بوده و مخصوص خودتونه
.
۱. خوب من همیشه عاشق نی نی توپولی ها بودم .
یه بچه که ببینم غشششششش می کنم واسش . حالا اگه بچهه بانمک و شیطونم باشه دیگه کی میتونه منو جمع کنه. تو خیابون و ماشین و اتوبوس بچه ببینم بدو بدو میرم پیشش باهاش بازی می کنم
۲. من می میرم واسه خرید کردن
. همیشه تعجب می کنم وقتی بعضی خانوما خرید کردن و میندازن گردن شوهراشون
. از خرید کردن از بقالی و چقالی گرفته تا لباس و لوازم آرایش و وسایل جینگول پینگول و خلاصه همه چی لذتی میبرم وصف ناشدنی . بعضی وقتا به شوخی به مامانم میگم بریم واسه من جهاز بخریم ولی شوور نمیخواماااا ![]()
۳. وقتی چیزی مطابق میلم نباشه هیچ جوره نمیتونم خودم و باهاش وفق بدم و مثه نی نی کوچولوها بغض می کنم . تو این مورد خیلی حساسم نمیدونم چرا ! ![]()
۴. عاشق طبیعت و بارون و شمال و دریا و حیوونام
. خاله م تا یه جا سگ میبینه میگه مریم بدو بیا دوستت اینجاس
نامرد
نمیدونم چرا همه از این چیزا می ترسم ولی من باهاشون رفیق فابریکم ![]()
۵. برعکس ماریا جونم اصلا اهل کار خونه نیستم غذا پختنم بلد نیستم .
راستش اصلا حوصله شو ندارم ولی به وقتش اگه بخوام کار کنم یه ذره ی میکروسکوپی هم از زیر دستم در نمیره
. واسه همین وقتی مامانم رفته بود سوریه من مردم از بی خوابی و خستگی 
منم همه ی دوستام و به این بازی دعوت می کنم که مثل بازی ایر بعضیا دلخور نشن ![]()
من الان به صورت ویژه . کاملا رسمی از کلاغ جونم دعوت می کنم که تو بازی حذفیات شرکت کنه . فقط لطف کن منو از صفحه ی روزگار حذف نکن![]()
راستی به نظر شما قالب وبلاگم تکراری نشده؟
یکی پیدا کردم اینقده نازه
. ایندفعه آبیه . عوضش کنم منو نمی کشید آیا؟ 
بعدا نوشت به درخواست رها جون اضافه شد
بعدا نوشت به درخواست پرنسس رها
:
| شنبه 9 تیر1386 ساعت: 9:47 | توسط:رها(ستایش) | |||
| اخ خدای من.... نمیدونید چقدر اشک تو چشام حلقه زده وقتی این پست رو دیدیم... مریم جون مرسی -خدا رو شکر ... بخاطر همه چی... تو.و همه دوستان خوب مجازی که اینجا صمیمانه به من تبریک گفته بودند... بخاطر لطف و محبتت.... عزیزم من همیشه نه تنها تو رو بلکه اکثر بچه ها رو تا انجایی که اسم هاشون یادم باشه اگه هم نباشه میگم تمام غایبین... براشون از خدا ارامش-عشق-لطافت-مهربانی-سلامت -زیبایی-نمرات خوب -و ... وثروت رو میخوام عزیزم ... امیدوارم خداوند به اندازه دل پاکت روزهای قشنگ و خوب تو زندگی بهت بده... و همین طور بقیه دوستان واما تاخیر... خیلی جالبه ادم تولدش باشه بعد خودش نباشه...مثل اینکه تو عروسی عرو س خانم و اقا داماد غایب باشند... راستش این جناب سرهنگ ما رو سورپرایز کردند و بردند مسافرت... و چون دسترسی به اینترنت نداشتم ...این بود که غایب بودم...اما همش دلم اینجا بود مرسی عزیزم.. هم تو هم از دوستای خوبت میتونم ازت خواهش کنم اینو بذاری تو بخش بعدا نوشت این پست جهت تشکر از خودت و دوستانت دوستتان دارم بی نهایت ![]() ![]() ![]() | ||||
| وب سایت پست الکترونیک | ||||
| پرنسس رها تولدت مبارک | ||||
تولد خونه باز راه افتاد

و اینبارررررررررررررررررررر
رها جونم تولدت مبارک
حالاهمگی بگین مبارک تولدش مبارک

اعتراف کن ببینم چند سالت شد؟ ![]()

قرار بود کیک تولد خودت بیاریا

امیدوارم سالهای سال کنار جناب سرهنگ با عشق زندگی کنید
. یه نی نی توپولی خوشگلم واسمون بیاری
اینم آدرس خونه ی رها جون http://setayesh07.blogfa.com/
بعدا نوشت : مهستی هم رفت !
ايشون بر اثر سرطان روده ی بزرگ بعد از چند روز بستری بودن در بيمارستان فوت کردن ![]()
اين غم بزرگ رو به همه دوستداران مهستی عزيز تسليت ميگم و برای سحر جان ؛ تک دختر مهستی ؛ صبر آرزو ميکنیم .پيکر ايشون روز جمعه ؛۱۲ ظهر به بعد تشييع می شود .زمان و مكان دقيق آن بعداْ اعلام می شود
آآآآآآآآآی امان ... آآآآآآآآآآآآی زمان .... من نمیخوام امتحان بدم ...
یکی بیاد به داد من برسه ...
خودمونیم خیلی پر رو شدم نه
خودم می دونم
دیگه نمی خواد به روم بیارین دیگه اِ ...
خوب آخه سخته دیگه ... به من چه طرح جامع از کجا اومده به کجا میره
یا این دولت بیکار کی دلش می خواد طرح تفصیلی بنویسه ؟!! حالا اینا رو بی خیال این طرح هادی چرا هادی شد آیا؟
اصلا چرا هدی نشد؟ هان؟؟؟
اون هفته که سزار و تمدن یونان از اینور مغزم میرفتم اونطرف بعدش رومیا و قرون وسطایی ها میرفتن جاشون و میدادن به رنسانس ...
حالا هم هی هادی میره آمایش زمین میاد ! آمایش زمین میره حمل و نقل و کنترل ترافیک میاد !!!
آآآآآآآآآی امان ... آآآآآآآآآآآآی زمان .... یکی بیاد اینا رو از مغز من ببره که جا واسه جمعیت شناسی و استاد رحمانی
!! و آمار طلاق و مرگ و میر و اینا باز شه
یکی منو بعد از امتحانا تصور کنه
حالا الان کل شهر منتظرن من یکی بیام بسازمش آیا؟
شرور جونم همش تقصیر توئه ها حالا هی بگو مبلمان شهریمون و گلکاری کن
! بابا حالا بذار فعلا طرح پیاده روی متحرک تموم شه بعد !!!
ساعت ۳ که از امتحان برگشتم دیدم نه! دیگه اصلا راه نداره . بد جور وبلاگ خونم افتاده پایین الاناس که بغشم ( بر وزن غش کردن )
اومدم همه وبلاگایی که وقت نکرده بودم بخونم باز کردم . با کامنت دونیشون یه ۲۸ تایی شد
. گفتم الانه که اکسپلورر ارور بده همه کاسه کوزمون و بریزه بهم ! خلاصه که آفلاین می خونم و آفلاین کامنت میذارم بعد ییهویی همه رو باهم سند می کنم . ولی خوب این کارارو می کنم که به جای شادی و رسول واسه رویای نیمه شب کامنت میذارم دیگه آبروم رفت
اساسییییییییی
گیج منگولی جونم منو به بازی حذفیات دعوت کرده که تو پست بعدی حتما در موردش می نویسم .
شیدا جونمم به یه بازی دعوت کرده بود که هر چی فج می کنم الان مخم ارور میده باشه
واسه پست بعدترش
شمسی جونم منتظر بودم با زن بابا شرفیابمون کنی ولی انگار هنوز درگیر ثبت نام خونه سالمندان و این حرفایی
تو رو خدا واسم دعا کنید ریاضی رو نیفتم که آگه بیفتم عملیات و نقشه برداری رو هم هم نیاز کردم بد بخت میشم
دکی جون رفتی ولی یخده باهات حرف داشتم ... وقت کردی این ورا بیا که بهت بگم ! 
فیشو جونم
الان طبق برنامه ش
باید ماه عسل تو کیش
باشه
. عروس خانوم
خوشگل
از ته ته دلمون دعا می کنیم که
خوشبخت بشی و عشقتون همیشه و همیشه
به داغی شنای ساحل کیش باشه

دوستتون میدارم هوارتااااااا
![]()
-و ... وثروت رو 

