سلام ... سلام ...
واي نميدونين چقدر خوشحالم آخه يه عالمه دوست خوب با يه عالمه ني ني توپولي كشف كردم
با زور خودم و تو دنياي ني ني ها و ماماناشون جا كردم
واي كه من مي ميرم واسه بچه كوچولو اونم از نوع توپولي لپ گوليش![]()
راستي يه اتفاق بد افتاد![]()
دخمل كوچولوي نازم داره از پيشم ميره ![]()
![]()
دارن اسباب كشي مي كنن . من مبينا ميخوامممممممم ![]()
حالا ديگه من مي مونم و يه عالمه عكس و يه دنيا خاطره از اين 1 سال و چند ماه زندگي مبينا![]()
هممون بدجور بهش عادت كرديم
حتي بابام ديگه وقتي ميخواست غذا بخوره مي گفت برين مبينا رو بيارين با هم بخوريم![]()
من مبينا ميخواممممممممم
اصلا گريه مي كنما![]()
بي خيال . كاريش نميشه كرد . بايد به هفته اي يا ماهي يه بار ديدنش دل خوش كرد![]()
امروز رفتم دانشگاه واسه انتخاب واحد
پدرم دراومد دیگه . از ساعت ۱۱ صبح تا ۲ بعدازظهر داشتم از این ساختمون میرفتم به اون ساختمون
از آموزش به امور مالی ! از امور مالی به انتشارات
دیگه عین جنازه شدم وقتی اومدم خونه .
نميدونم چرا ياد پارسال افتادم پارسال اين موقع آرزوي مرگ مي كردم
حاضر بودم بميرم ولي اين كنكور لعنتي تموم بشه
واي كه چقدر عذاب آور بود
ولي عوضش الان ! اصلا انگار نه انگار جون خودمون دانشجوييم
والا من كه تو اين دانشگاه همه چي ديدم غير از درس![]()
كلا شايد اگه دروغ نگفته باشم 3-4 ساعت درس خونده باشم تو اين ترم
. اونم واسه اين امتحاناي پايان ترم![]()
بيچاره خواهرم! ميدونم الان چي ميكشه
ببينيم اين ترم چي ميشه؟؟؟ !!!
راستي اينجا كيا اهل ولنتاين و اين حرفان؟ برنامه شون چيه واسه ولنتاين؟![]()
ولن تاين در اردبيل![]()
- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ ![]()
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! ![]()
- رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! ![]()
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! ![]()
- رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ... ![]()
- خديجه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني ! منم دل دارم به خداااا![]()
بيچاره خديجه خانوم![]()
خوب ديگه زياد حرف زدم . اميدوارم همين جور به تعداد دوستاي نازنينم اضافه بشه![]()
همتون و دوست دارم![]()
شاد باشين و بهاري !![]()
سلام ... سلام ...
چطورين يا بهترين؟ منم خوبم مرسي ! اصلا كي حال منو پرسيد
خوب بگذريم . بذاريد از خودم شروع كنم . اسمم مريم نيست ولي اينجا "تو نت" بنا به دلايلي شدم مريم پاييزي !
متولد 24 بهمن 66 ( اينو گفتم كه هر كي ميخواد واسه تولدم كادو بخره دست به كار بشه
) دانشجوام و تازه ترم 1 و تموم كردم و همزمان با 20 ساله شدنم ترم 2 اي ميشم
. اصليتم مال تبريزه ولي قزوين به دنيا اومدم و همين جا زندگي مي كنيم . همشهري ها دستا بالا
. يه دوست جون دارم اسمش ياسيِ . ياسي جونم همه ي زندگيمه ![]()
اينم يه بيوگرافي نسبتا كامل . بازم اگه چيزي از من خواستين بدونين بپرسين كه جواب بدم![]()
اونايي كه منو مي شناسن ميدونن كه يه وبلاگ دارم كه سر تا پاش سياهه . عشق اینترنتی يا همون پاییزم و خيلي دوست دارم ولي بعضي وقتا سياهيش خسته ام ميكنه
. يه مدت خواستم عوضش كنم ، هم مطالبش و هم قالبش و ! ولي اصلا جور در نيومد
. تو پاييز نميشه از بهار نوشت
. واسه همين تصميم گرفتم يه وبلاگ ديگه بسازم كه توش من و دل حرف خودمون و بزنيم . ![]()
حالا هم عشق اينترنتي و دست نوشته هاي يك دختر شدن همدم تنهايي هاي من . اميدوارم بعضي از دوستاي گلم كه از پاييز فراري بودن ، اينجا بهم سر بزنن ![]()
تو اون وبلاگم ( عشق اینترنتی ) تو پست بازي شب يلدا ، تو يكي از اعترافاتم گفتم كه من يه دخمل دارم
. هر كي ميخواد بدونه قضيه چيه بره همونجا بخونه . *پست ۴ دی *
ديشب پسر عمه م با خانوميش از تبريز اومده بودن خونه ي ما . آقاي پسر عمه يه گل پسر داره به اسم رامتين كه 27 روز از مبينا ( دختر من ) بزرگتره .
مبينا تا رامتين و ديد يه دل نه صد دل عاشقش شد
. پريد رامتين و بوس كرد
. همون جا بود كه گفتم ثمانه جون كجايي كه ببيني عروست از دست رفت
خلاصه كه ديشب كلي ماجرا داشتيم مبينا هي ميرفت رامتين و ناز ميكرد ولي رامتين فرار ميكرد
كلي فيلم بودن
اينم عكس سانسور نشده ي اين دو تا وروجك ![]()
لطفا زير 18 سال خوب نگاه كنن ![]()

اينم از اولين پست من.دوست جوناي خوبم هر كي اجازه ي لينك كردن بهم ميده لطفا خبرم كنه![]()
همتون و يه عالمه دوست دارم![]()
همه ي مامانا يه بوس گنده از لپ توپولي هاشون بكنن به جاي من![]()
تا برنامه ي بعد خدااااا نگهدار ![]()
![]()
![]()

