* ***
|
دست نوشته های یک دختر
چند روزه تو دانشگاه ما واسه اولین بار تو ایران نمایشگاه آ.س.آن برگزار شده . این نمایشگاه تا ۴ آذر که چهارشنبه باشه ادامه داره و بازدید واسه عموم آزاده . من کلا هر جا آدمای خارجی باشن که با زور و لهجه ی با نمک فارسی حرف بزنن رو دوست دارم كشورهاي اتحاديه جنوب شرق آسيا ( آ. سه. آن ) شامل 10 كشور اندونزي ، مالزي ، سنگاپور ، برونئي دارالسلام ، تايلند ، ميانمار ، فيليپين ، ويتنام، لائوس و كامبوجه . که تو این نمایشگاه هر غرفه به یه کشور اختصاص داره و همه چیز و در مورد اون کشور میگه مثل زبان . دین . نژاد . مناطق دیدنی . آداب رسوم . غذاها . صنایع دستی و خیلی چیزای دیگه . بعضی غرفه ها هم که از طرف سفارتشون اجازه دارن بعضی چیزا رو واسه فروش گذاشتن . هر روز مختص به یه کشوره و آخر سالن غذای اون کشور و ارائه میدن . ما که رفتیم روز تایلند بود و گفتن ساعت ۴:۳۰ غذا رو واسه تست میذارن . حالا ما کی رفته بودیم؟ ساعت ۲! یعنی فک کردین ما اینقد شیکمو و بیکار بودیم که دو ساعت و نیم اونجاها رو متر کنیم تا وقت تست غذا برسه؟ خوب آره درست فک کردین یه جور سالاد بود که من خیلیییی خوشم اومد اسمش شیواچیت بود . سوپ میگو هم خوشمزه بود . یه کوکویی هم بود با مرغ و سس نارگیل درست کرده بودن و مال مالزی بود اونم خیلی خوب بود . یکی از غرفه های جالبش در مورد کشور میانمار بود که ما اول خیلی سرسری ازش رد شدیم ولی بعدش که دوستم و اونجا دیدم و برام توضیح داد فهمیدم چقدر جالب و شگفت انگیزه تو کارتن ها دیدین یه سنگ گنده بالاییه صخره ی بلنده و هر لحظه امکانش هست بیفته؟ تو یکی از مناطق میانمار یه سنگ خیلی خیلی بزرگ با روکش طلا هست که لب یه بلندی قرار گرفته و تعادلش رو با یه تار مو حفظ کرده !!! یه بودایی با تار موش تعادل اون و برقرار کرده !!! و به گفته ی اونا حتی این مطلب توسط علم فیزیک هم اثبات شده . منو یاد منار جنبان خودمون میندازه
روی این سنگ Golden Rock رو معبد ساختن و دور تا دورش هم عبادتگاهه . کلا بودایی ها در این کشور خیلی خیلی مقید به دینشون هستن و اینقدر به بودا اعتقاد دارن و اینقدر اون و مقدس میدونن که معتقدن حتی سنگ ها هم به اون سجده می کنن . من در این مورد نتونستم عکسی تو نت پیدا کنم ولی دریاچه ای در میانمار وجود داره که روی اون یک صخره هست . یک روز در سال خورشید جوری تصویر این سنگ ها رو در آب منعکس می کنه که اگه از اون عکس بگیری و ۹۰ درجه بچرخونی به گونه ایه که انگار فردی سجده کرده و بودایی ها اون و به سجده ی سنگ بر بودا تعبیر می کنن خلاصه که نمایشگاه خیلی جالبیه و به نظر من ارزش دیدن هم داره . اگه بشه بازم برم چند تا عکس هم می گیرم مخصوصا از اون دریاچه .
*****
اما در مورد عنوان پست قبلی همونطور که خیلی هاتون احتمالا میدونید مربوط به یه آهنگ خیلی خیلی قشنگ و قر دار و انرژیک هست به اسم بلوتوث که حتما حتما دانلودش کنید چون خیلی زود هم دانلود میشه حتی با دایل آپ ذغالی خودمون آهنگ ها رو می تونید از اینجا دانلود کنید پیشنهاد می کنم حتما حتما دانلود کنید که خیلییییی قشنگه
******
یه خبر دیگه هم اینکه به مناسبت هفته ی خانواده جلسه هایی تو قروین با حضور دکتر شیری برگزار میشه که اونم پیشنهاد می کنم حتما برید . این و اینجا گفتم چون میدونم بچه های دانشگاه زیاد اینجا رفت و آمد دارن . اگه برید اینجا کاملا در موردش توضیح داده فقط همینقدر بگم که همایش ها در مورد ازدواج و طوفان فکریه .
امشب چه خبرگذاری ای کردما
88/08/28 :: 18:59 :: نويسنده : مريم پاييزي
امشب دلم ميخواهد به كسي بگويم" دوستت دارم." تو نهراس و آنكس باش. بگذار با هر آنچه در توان دارم همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم. بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند. بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش جان ميدهد برايت جان دهم. بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم و تو را ستايش كنم. بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم. نگذار زمان از دستم برود و تو را درنيابم. ميخواهم بينديشي كه همين امشب غير از من كسي ديوانه تو نيست هرچند كه جاهلانه فكري باشد. كمي بيشتر با من باش و همين امشب بگذار خيال كنم كه جز تو كسي نيست. همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم.نقش حقيقت را.همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام.
پ.ن: بعدا میگم عنوان و از کجا آوردم . منتظرم اجازه ش صادر شه
88/08/21 :: 20:52 :: نويسنده : مريم پاييزي کامنت یکی به اسم بچه های بین الملل یه چیزی یادم انداخت براتون تعریف کنم یه کم بخندید . دو هفته پیش سردار نمی دونم چی چی و دعوت کرده بودن دانشگاه واسه سخنرانی . من خودم نبودم ولی دوست نزدیکم بوده و واسم تعریف کرده . می گفت از اینور اونور پچ پچ می کردن که فلان ساعت بیاید آمفی تئاتر باید حال یکی و جا بیاریم . می گفت رفتیم و مراسم شروع شد . قرآن خوندن و دکتر موسی خانی صحبت کرد و نوبت به سردار نمی دونم چی چی فک کن! ۹۰٪ جمعیت سالن و ترک کردن! چقدر بنده ی خدا ضایع شده دلم خیلی براش سوختیده شد
88/08/15 :: 19:16 :: نويسنده : مريم پاييزي درباره وبلاگ ![]() وقتی که بیایی پیراهن گل داری می پوشم که مرا به شادمانی هفت سالگی ببرد به کوچه های کودکی و بادبادک و گرگم به هوا فارغ از تصمیم کبری فارغ از آنکه بابا نان داد یا نه.... آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها |